در کجا هستم
هر انسانی خودش را بیشتر از همه دوست دارد وبرای رسیدن به نیاز های وجودی وروحیش از مسیر های متفاوتی نیز عبور میکند ،که راه وچگونگی رفتن را امری به نام دیدگاه ویا بهتر بگوییم نوع نگرش آن شخص به جهان هستی معین می نماید
.در این روند موارد بیشماری میتوانند تعیین کننده باشند ،تا در هنگام گذر، شخص در مسیر اصلی که از پیش طراحی شده باقی بماند وبه مسیر های دیگری کشانده نشود.
.اگر ما در زندگی بر اساس باری به هر جهت ،بخواهیم بیاییم ،بسازیم وبرویم،لاجرم میتوانیم از هر ابزاری در این رفتن ،بدون پایبندی به هیچ اصولی ،نگران هیچ عابری هم نباشیم وتنها راه را برای خودمان باز نگه داشته واز آن عبور کنیم.
.حال میخواهیم به رفتگان این پروسه نگاهی نماییم تا تجربیات آنان را بکار گرفته وراه دوباره رفته را نرویم که همان درس تاریخ نام دارد )البته در اینجا نمیخواهیم از تاریخ بگوییم).
زندگانی کسانی را ورق میزنیم که شاید برای خودشان وجامعه مفید بوده اند ،ویا اینکه در ایجاد مکتبی نقش اساسی داشته اند وامروزه بر اساس دانشی که آنان بنیان نهاده اند عده کثیری از مردم زندگی میکنند.در هر صورت با یک روشی شروع به فضا سازی میکنیم تا درک بهتری از آنچه میخواهیم بنا نماییم داشته باشیم.ابتدا از یک هرم در ذهنتان تصویری ایجاد نمایید .در کف هرم فضای بسیار بزرگی قرار دارد که هرم میتواند روی آن مستقر شود وما نامش را (ع )میگذاریم
.دوم بخش میانی هرم که نه به اندازه قسمت زیرین وسیع است ونه به اندازه بخش بالایی کوچک وکم حجم ،وما نامش را (م) می نهیم
.حال به قسمت بالایی هرم که نزدیک میشویم ،قبل از راس یا قله هرم ،حجم کوچکی قرار دارد که نامش را (خ) ودر انتهای هرم فقط جای بسیار اندکی به اندازه یک یا دو از هر واحد فرضی ،که آنرا( ن) نام گذاری میکنیم.ابتدا باید بگویم که نام این هرم را هر چه میخواهید برای خودتان بگذارید، اما اول بیاندیشید که در چه کاری از آن میخواید بهره ببرید .اما من میخواهم در جایگاه شناسی از این روش استفاده کنم ،تا در یابم که در کجا قرار داشته وچگونه میتوانم در جای درست تری قرار بگیرم
.در قسمت اول ما بخش عظیمی از مردم را داریم که زندگی میکنند واثراتی از خود نیز بجای میگذارند ولی نه میتوانند راه گشا باشند ونه تغییر ایجاد کنند. اما در نظر داشته باشیم که این دسته بندی در جوامع مختلف وبا سطح آگاهی ودانش های متفاوت ،متغیر خواهد بود .وقتی میگوییم عام مردم فرض بر این میشود که خواسته ایم روشنفکران ،مدیران ، استادان ونوابغ را این این جمعیت جدا کرده باشیم،در حقیقت عده کثیری از جمعیت انسانی فقط میخواهد زاد و ولد کرده وزندمانی را تجربه نماید وهمواره بصورت ناخواسته گوش به فرمان عده خاصی میباشد ودر امورات زندگی نیز تابع قانون حاکم بر اجتماع مدنی خود نیز هست
.در میان این قسمت از اجتماع پدران ومادرانی را شاهد خواهیم بود که توانسته اند فرزندان خاصی را به پیکره هرم تحویل داده که در جایگاه دیگری از هرم قرار میگیرند ،برای مثال اگر کارگر کوره پزخانه ای توانسته فرزندی را به جامعه اهداکند که امروز مدیر ویا استاد ویا از نوابغ است ،خللی در امر این نوع بررسی ایجاد نشده وشاید کمک بهتری در درک آن نیز بشود.
هیچگاه نمی توان گفت که این هرم از اول وجود داشته است ،بلکه برای بررسی پیرامون چرایی ها وچگونگی های انسانی این قدم را بر داشته ایم .حال به قسمت بالاتر این هرم رفته ونگرشی به نوع رفتار وخواسته هایشان می اندازیم تا در یابیم که گرایش ونگراش آنها به چه سمت وسویی است.
ادامه دارد.....