خوبی یا بدی
زیبایی اخلاق به اندازه زشتی آن ،خاطره ای فراموش نا شدنی در کسیکه حتی فقط یکبار با آن مواجه شده باشد،میگذارد ومعمولا اشخاص را بیشتر از زیبایی علم وجمال طبیعت، مجذوب خود میکند.
البته در درک وفهم زیبایی ویا زشتی بطور نهادین انسان بسمت وجهت خوبی ها گرایش دارد واز جرگه بدیها دوری میگزیند.
می گویند کسیکه از موهبت زیبایی اخلاق بر خوردار است دارای توانایی روحی شگرفی نیز میباشد،همانگونه کسیکه به دروغ وبد زبانی وخلق نا پسندآمیخته است از روحی معذب وروانی آشفته بر خوردار بوده وهمواره پیرامون بودن دروغین خویش در پی راهیست تاوجود آشفته ونگران خویش را سامان بخشد ودر این پروسه از هردست آویزی بهره میجوید.
استادی که رنج فراوان از فقر فرهنگی وزجروافر از دریدگی وبی حیایی بد خواهان بر وی مستولی شده بود میگفت در عجب است که ظالمان وبد خواهان بشری همواره در رفاه وعیش ونوش بسر میبرند وآنانی که میخواهند با هزاران اما واگر، خوب ونیکو بمانند، در سختی ورنج ......
آری میپذیریم که خوب ماندن بسیار دشوار است وعادت به خوبی ها رنج فراوان می طلبد،اما آزار واذیت دیگران با روش های گوناگون از گفتار تا تمسخر وبه بازی گرفتن احساسات آنان همه وهمه خبر از بدی ها دارد ،وباز نگری نیاز دارد وکار برای نیکو شدن در دنیای انسانی .....
بیاییم خوبی ها را در دفتر روزانه زندگیمان به رشته تحریر در بیاوریم ونه دیگران ،بلکه خود به آن عادت کنیم .(نخواهیم دیگران را ادب کنیم)
اگر بخواهیم خوبی را معنی کنیم در تعریفی ساده وابتدایی :دادگری ،نیکو کاری، زیبایی خلق در رفتار ودادن انرژی مثبت به دیگران .
واما بدی :خود خواهی ،خود پرستی ،آزار واذیت دیگران ،تمسخر وتهمت وزشتی خلق ورفتار ...بدرود