سفید :

رنگ سفيد در بنيه تمامي طيفها نهفته و مجتمع شده است .درسايه اين رنگ ، سيستم انرژي فرد تميزتر مي شود و فرد مي تواند خودش را از آلودگيها  نجات دهد . رنگ سفيد متظاهر كننده احساسات نبوغ و استعدادهاي بالقوه فرد بوده و رنگي است كه نبوغ و توانائيهاي فرد را تقويت نموده و براي تمامي بنيه هاي رنگي مناسب تشخيص داده مي شود . سئا نسهاي درمان را كه شروع مي كنيد ، يهتراست با اين رنگ آغاز نموده و اگر كارتان نيز به پايان رسيد ، بازبااين رنگ خاتمه بدهيد.اين رنگ باعث مي شود كه شما بتوانيد توازن انرژي ونيرو را در رد مورددرمان فراهم آوريد و از طرفي باعث مي گردد كه نيرو و توان وروحيه را به فرد مورددرمان تزريق نمائيد . يكي ديگراز خصوصيات رنگ سفيد اين است كه اگر با رنگ ها ي ديگر آميخته شده و بكار گيرد بسي نيرو مندتر شده و تأثيراتش افزونتر خواهد شد.

سياه :

رنگ سياه نيز به مانند سفيد در تمامي طيفهاي نوري متمركز و مجتمع شده است . سياه در وراي پرده اي درهم ريخته و آشفته مخفي گرديده است . بسياري از افرا د از اين رنگ به عنوان رنگ درمان كننده  احتراز مي جويند ولي در اثناي درمان به وسيله رنگ ها گاهگاهي از رنگ سياه استفاده مي نمايم .زيرا بارها ديده ام كه اين رنگ دربرخي موارد بسيار مفيد مي باشند . اين رنگ درزماني كه  فرد دچار مشكلات روحي شده و بسيار آشفته حال است مي تواند حالت آرام بخش و حفاظت كننده را ايفاء نمايد . اين رنگ باعث مي شود كه احساسات زنانه درافراد به حركت بيفتد و همين امر باعث مي گردد كه در وجودشان انرژي مغناطيسي نيرو مندي را حس نمايند . باز هم رنگ سياه از جمله رنگ هاي موثري است كه بايستي توجه شود كه به اندازه مناسب مورد استفاده قرار گيرد . زيرا اگر رنگ سياه در لباسهاي مورد استفاده به وفور مورد استعمال قرار گيرد باعث  ميگردد كه فرددچار افسردگي گردد.

بهترين راه براي بهره برداري از رنگ سياه آن است كه رنگ را به همراه سفيد مورد استفاده قرار داد .تاثيرات منفي هر دو رنگ باعث مي شود كه حالات متعادلي ايجاد شود كه همين حالت منجر به فرد از درون آرامش يابد و عدم تعادل و توازن وي نيز از بين مير ود . رنگ سياه باعث مي گردد كه رفتارهاي ناشي از غير شعور افراد ه نظم سوق يبند كه همين امر سبب قالب گيري منطقي افراد درخصوص رفتار و انديشه مي شود. براي رسيدن به اين نتيجه بهتر است رنگ سياه را به تمام بر تن نكنيد و حتماً چيزي از لباستان را به رنگ سفيد انتخاب نمائيد.

قرمز يا سرخ :

رنگ قرمز به سبب احراز انرژي شديد در خود باعث مي گردد كه تحريكات و احساسات فيزيكي و عوامل و اسباب فيزيكي فرد را بيدار سازد و همين بيداري آنها را به شدت به فعاليت وا ميدارد . همين رنگ مي تواند سرما خوردگي ، ناراحتيهاي گردش خون و وجود عفونت در نايژه ها و ريه ها مفيد واقع مي شود و آنها رادرمان مي نمايد . اما ناگفته نماند كه اين رنگ احساسات   مربوط به انتقام ، كينه ، بي منطقي ، جسارت ، عشق و سكس را نيز تهيج مي نمايد .اگرمقداررنگ قرمز بيشتر مورد استفاده قرار گيرد منجر به ناملايمات احساسي و افسردگيهاي ناپايدار مي شود . علاوه براين باعث افزايش فشارخون در انسانها مي شود . به طور خلاصه رنگ قرمز باعث مي شود كه حرارت و دماي بدن انسان بيشتر شود و گردش خون و جريان آن را سريعتر مي سازد و براي افرادي كه داراي فشار خون پائيني هستند مفيد خواهد بود.

نارنجي :

اين رنگ سمبل نشاط و شادماني و از طرفي نشانه دانش و آگاهي است . اسن رنگ احساسات اجتماعي بودن و شدن را افزايش داده و فعاليت اجتماعي را در افراد تقويت مي كند. موثرترين بخش بدن انسان سيستم عضلاني و ماهيچه اي انسان است كه به سرعت ازاين رنگ تاثير مي پذيرد. استفاده افراطي ازرنگ نارنجي سبب نامتعادلي و ناهماهنگي درسيستم عصبي افراد مي شود . به همين دليل توصيه مي شود كه اين رنگ به همراه سبز و يا آبي مورد استفاده قرار گيرد اعضاي مختلفي از جمله طحال ،غده پانكراس ، معده ، روده ها و كليه ها از اين رنگ متأثر مي شودو اگر ناراحتي ها يي دراين قسمت ها ايجاد گردد رنگ نارنجي موثر باشد.

ناراحتي و افسردگي هاي شديد نيز مي توانند به وسيله رنگ نارنجي درمان شوند . براي رفع ناراحتي هاي گذرا درسيستم گوارشي نيز استفاده از رنگ نارنجي مفيد مي باشد

زرد:

تاثيرگذارترين نقطه اي كه در بدن انسان مي تواند از رنگ زرد متاثر شود ذهن آدمي است .تمامي فعاليت هاي ذهني فرد به وسيله نيروي رنگ زرد به حركت در مي آيد از طرفي براي از بين بردن ناملايمات روحي و ياس ونا اميدي رنگ زرد مفيد واقع مي شود ، زيرا نيروي رنگ زرد به فرد اميد واري و خوش بيني و اعتماد به نفس ميدهد.

سيستم عصبي ، معده ،روده ها ، كليه ها و تمامي جهاز هاضمه تحت تاثيراين رنگ قراردارند واگر ناراحتي در آنها ايجاد شود به وسيله رنگ زرددرمان ميگردد.

سبز:

رنگ سبز حالت آرام بخشي دارد و به عنوان سمبل شفقت ، مهرباني و متعادل بودن روح  وروان و رفتار به شمار مي رود .اين رنگ از طرفي دل رحمي ، مهرباني و مودت و دوستي را در انسانها افزايش مي دهد. يكي ديگر از خصوصيات اين رنگ تعديل بخشي در حرارت و تب بدن  است .

مهمترين نقطه اي كه ازرنگ سبز متاثر مي شود چاكراي قلب است . اين حالت باعث مي گردد كه ناراحتي هاي قلبي ، فشار خون زياد يا كم ، سردردهاي ناموزون و ناهماهنگ ، ميگرن ، بي حالي و سستي بدن و همچنين رنگ پريدگي از طريق رنگ سبز درمان مي شوند.

رنگ سبز نبايستي دردرمان بيماريهايي از قبيل  سرطان و يا بيماريهاي غده اي از آن استفاده كردزيرا باعث پيشرفت و توسعه اين بيماريها مي شود.

آبي :

رنگ آبي باعث مي شود كه فشار خون بالا كاهش يابد ودررفع ناراحتي ها و بيماريهاي گلو وحنجره مفيد واقع مي شود.استفاره از رنگ آبي دردرمان بيماريهاي مربوط به آسم ، آبله مرغان ، زردي (يرقان)،رماتيسم بسيار مفيد است .

 

 

لاجورد:

اين رنگ در حقيقت نوع تيره تر وغليظ تر رنگ آبي است . اين رنگ دررفع بيماريهاي روحي و فيزيكي بسيار مفيد مي باشد. نيروهاي خالي اين رنگ بخوبي خون را تميز كرده و شستشو مي دهد. از اين جهت بسياري توكسينها (سمومي كه به وسيله ميكروبها توليد مي شوند ) از طريق اين رنگ از بدن و گردش خون خارج مي شود . اين رنگ تعادل و توازن لازم را درميان دو نيمكره مغر ايجاد كرده و تاثيرات مثبتي مي گذارد. اين رنگ دررابطه با چهره انسان بسيار موثر است و تمامي سينوسها ي صورت را تحت تاثير نهاده و اگر در بخش هاي مختلف صورت ا ز جمله اطراف چشمها ، گوش ، بيني ، دهان ، گونه ها ناراحتي هايي مشاهده گردد مي توان براي بهبود از رنگ لاجوردي استفاده نمود.

كبود:

رنگ كبود بسي متفاوت تر از ساير رنگها ، بخش اسكلت و استخوان بندي بدن را تحت تاثير قرار مي دهد.انرژي رنگ كبود در درمان انواع بيماري هاي سرطاني موثر است ، مخصوصاً در التهاب و عفونت دنده هاي قفسه سينه و يا جراحيهاي استخواني بسيار مفيد واقع مي شود . همچنين رنگ كبود در رفع مشكلات سيستم گوارشي و هضم و جذب مواد معدني و ويتامينها در بدن مفيد مي باشد.

صورتي :

رنگ صورتي مي تواند باانرژي خود احساسات مربوط به مهرباني ، شفقت ، حامي ، يكرنگي ، صراحت ، عشق ، اعتمادو ايمان به آنچه كه لازم است را تقويت مي بخشد. رنگ صورتي به واسطه داشتن نيروي خاص ، غده تيموس را تحت تاثير قرارداده وانسان را داراي نيروي بخشندگي و با عاطفه مي سازد . در تداعي معاني و خاطرات نيز وجود اين رنگ مفيد واقع مي گردد. به طور خلاصه رنگ صورتي در رفع كدورت ، ناراحتي هاي عصبي ، خشم و آرامش رفتاري بسيار مفيد بوده و حالت موثري دارد.

زرد ليمويي :

اين رنگ افزايش قدرت فعاليتهاي مغزي بسيار مفيد است و خصوصيت سرعت بخشي به انتقالات اطلاعات  مغزي را دارد. يعني اين رنگ باعث مي شود كه فرد آنچه را كه فرا گرفته سريعاً حلاجي كرده و تحليل و تجزيه را انجام دهد  و به نتيجه برسد . اين  رنگ كه مقدار اندكي رنگ سبز را نيز در خود احتواء دارد ، باعث مي شود كه بدن از برخي ميكروبها عاري شده و سلامت خود را باز يابد . انرژي موجود دراين رنگ ، باعث توسعه و پيشرفت و تضمين سلامتي با فتهاي بدن و استخوانها و مخصوصاً مغز استخوانها مي شود.

زرد طلايي :

اين رنگ سيستم رفع كدورت و بخشندگي را در وجود آدمي پرورش داده و تقويت مي بخشد . از طرفي رابطه متعادل ميان واكنشها و فونكسيونها ي بدن آدمي را نيز به طور مداوم تأمين و تضمين كرده و روح آرامش و عفو را درانسان ايجاد مي نمايد . اين رنگ نيز مانند رنگ سرخ درانسان هيجانات زيادي را ايجاد مي نمايد.

آبي آسماني :

اين رنگ با ميزان استفاده اكسيژن در يدن د رارتباط است . اين ر نگ به شدت حالت گند زدايي و ميكروب كشي داشته و بدن انسان به كمك اين رنگ مي تواند تمامي ناراحتي هاي مربوط به آشفتگي روحي ، ناملايمات رواني ، افسردگي و ناراحتي هاي ذهني رااز بين ببرد . رنگ آبي آسماني و انرژي موجود درآن باعث مي شود كه تمامي شرايط مؤثر و منفي كه مغز را دچار خود مي سازند ، از بين برود.

آبي نيلي :

رنگ مذكور مهمترين رنگي است كه با نرژي خود تمامي بدن را تحت تاثير قرار داده و آرامش و تسكين لازم را به آن مي بخشايد و درواقع بدن را سرپا نگه مي دارد. اين رنگ دررفع تب شديد بسيار مفيد بوده و حالت آرامبخش دارد.

رنگ سرمه اي روشن :

اين رنگ كه حالت غليظ و تيره آبي است و از دورنگ آبي و سبز ايجاد مي شود ، بهترين انرژي را در رفع بحرانها و ناراحتي هاي روحي دارد. اين رنگ به واسطه تركيبي از دو رنگ سبز و آبي ، خصوصيات اين دورنگ را نيز در خود داشته و انرژي هاي آنها را بربدن موثر مي نمايد.اين  رنگ روح نشاط و فعاليت را به انسان بخشيده و ميكروبها را از بدن وحتي توكسينها را نيز دفع مي نمايد .اين رنگ در حفظ سلامتي پوست بيمار مفيد است و دفع خستگي هاي جسماني و ناراحتي هاي مربوط به گوش نيز نافع بوده و انرژي آن مؤثر مي باشد.

رنگ افلاطوني (كبود روشن ):

انرژي چنين رنگي از بسياري جهات سيستم فيزيولوژيكي بدن را تحت تأثير قرارداده و يكي از رنگهايي است كه بايستي انرژي آن با درايت و دقت مورد توجه قرارگيرد . زيرا اين رنگ به دليل داشتن انرژي هاي حاصل ازرنگ هاي بسياري كه تركيب يافته است داراي انرژي بسيار نيرومندي مي باشد و استفده زياد و افراطي از آن باعث مي گردد كه فرد دچار ناراحتي هاي روحي و رواني شود . اين رنگ به واسطه داشتن تن زيادي از رنگ قرمز موجبات سردرد، ناراحتي هاي ميگرني و واكنشهاي عصبي را فراهم مي آورد. اما با تمام اين خصوصيات دردرمان بيماريهاي سرطاني و كوچك كردن و مانع شدن ازرشد تومورها بسيار مفيد است و از طرفي تب شديد را دفع مي كند.

رنگ نقره اي :

اين رنگ نيز مثل رنگ سفيد اگر بارنگهاي ديگر مورد استفاده قرار گيرد ، تأثيرات انرژي بيشتري رابر بدن گذاشته و نتايج مفيدي دارد . دردرمان بيماريهايي كه ريشه متافيزيكي دارند، استفاده از انرژي رنگ نقره اي بسيار شايسته خواهد بود.از طرفي انرژي اين رنگ قدرت نبوغ ، خلاقيت و تفكر را در انسان افزايش مي دهد و به مثابه همين قدرت و توانايي پيش بيني وحدث و گمان منتهي به نتيجه را نيز زيادتر مي نمايد.

قهوه اي :

رنگي است كه تأثيرات آن دردرمان بسياري از بيماريها انكارناپذير است . اين رنگ فرد را در بسياري از جهات و مخصوصاً از حيث ذهني و احساسي تحت تأثير قرار مي دهد. اين رنگ به واسطه داشتن انرژي خاص خود باعث مي شود كه انسان تحت تأثير قرار گرفته و فردي اجتماعي شود و بينش و رفتار فرد رادرقبال جامعه متعادل مي نمايد. به عبارتي روشن تر ، باعث مي گردد كه انسان  گامهاي استوار و مستحكمتري را بردارد  و عزم را در انسان جازم تر مي سازد.

 

 

رنگ شناسی

 

مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک ، فیزیولوژی و روان شناسی پیش می آورد .

علم فیزیک ، توزیع انرژی طیفی نوری را که از یک سطح صادر و یا به وسیله ی آن منعکس می شود ،

بررسی می کند ( شاخه ی خاصی از آن به مطالعه ی جنبه های شیمیایی رنگیزه ها و رنگینه ها ، در

ارتباط با خواص رنگ ساز این مواد می پردازد ) .

فیزیولوژی ، فرایند هایی را که در چشم و مغز به هنگام تحریک ناشی از تجربه ی رنگ اتفاق می افتد ،

مورد مطالعه قرار می دهد .

روانشناسی در مسائل آگاهی و ذهنیت نسبت به رنگ – همچون عنصری از تجربه ی بصری – بحث

میکند . اشتراک اصطلاحات در این عرصه ها ، غالبا ً بر دشواری درک مفاهیم می افزاید . مطالعه ی

هنری رنگ نیز مقوله ای جدا از این ملاحظات نیست ، و به خصوص رویکرد روانشناختی رنگ در این زمینه

اهمیت دارد.

 هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد بصری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و اشباع .

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول

موج های مختلف در طیف مرئی مشخص می کند .

گفته می شود که تقریبا ً 150 فام متفاوت را می توان تشخیص داد ، ولی همه ی اینها به طور مساوی

در طیف مرئی توزیع نشده اند ، زیرا چشم ما برای تفکیک فام ها در طول موج های بلند تر توانایی

بیشتری دارد . بلند ترین طول موج ها در منطقه ی قرمز و کوتاه ترین طول موج ها در منطقه ی بنفش

هستند . دسته بندی عمومی رنگ ها به بیفام ( سیاه ، سفید و خاکستری ها ) ، و فام دار ( قرمز ،

زرد ، سبز ،...) بر همین صفت مبتنی است . برای سهولت درک مطلب ، فام را می توان مشخص کننده 

 اسم عام رنگ ها تعریف کرد .

قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز

نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو

فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد-

نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز

(فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان

می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای

روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .

درخشندگی (والوور) ، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می

کند (غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) .

معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد

بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل

خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد . در سلسله ی رنگی ، هر فام نسبت به دیگری میزان تیرگی

یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد (

مثلا ً اگر بنفش روشن در کنار سبز زیتونی قرار گیرد ، نوعی تکان بصری ایجاد می کند) .

اشباع (پرمایگی) ، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی

شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به

ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را

داراست . اگر فام ها به هم آمیخته شوند ، رنگ های شکسته به دست می آیند . اختلاط فام های

خالص با یکدیگر یا با رنگ های بیفام ، باعث تغییر در پرمایگی و درخشندگی شان می شوند . به طور

کلی ، هر فام قابلیت ایجاد رنگ های متنوعی را در حوزه ی خود دارد که به آن تلوّن (واریاسیون ) می

گویند ( مثلا ً انواع صورتی ، اُخرایی وقهوه ای ، تلوّن در فام قرمز هستند ) .

چگونگی متظاهر شدن رنگ ها از دیگر مباحث رنگ شناسی است . در تجربه ، سه نمود مختلف در رنگ

ها می توان تشخیص داد : فیلمرنگ ، حجمرنگ و سطحرنگ .

فیلمرنگ ، رنگی است که در فاصله ای نا مشخص نسبت به بیننده ظاهر می شود (رنگ آسمان

خاکستری یکنواخت) . فیلمرنگ ، بافت واضحی ندارد و گویی شخص می تواند کمابیش به درون آن رسوخ

کند . همواره در تراز جلو به چشم می آید . فیلمرنگ را نمی توان همچون کیفیتی در اشیاء و یا متعلق

به رویه ی اشیاء دانست .

حجمرنگ را در اشیای پشت نما می توان دید ( مثلا ً در یک استکان چای یا در بخار رنگین) . حجمرنگ

در فضای سه بُعدی که اشغال کرده است گسترش می یابد ، ولی تراز متغیری نسبت به چشم بیننده

ندارد .

سطحرنگ ، چنان به نظر می آید که روی سطح شیء قرار گرفته است ( مثلا ً در یک کاغذ رنگی) . بافت

رویه ی شیء را به خود می گیرد و حایل غیر قابل نفوذ برای چشم ایجاد می کند . سطحرنگ را معمولا ً

همچون کیفیتی در خود شی می انگاریم .

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها

است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند . اگر در شرایط روشنایی مناسب ، چند ثانیه

به یک رنگ فام دار خیره شویم و بی درنگ بر سطحی سفید بنگریم ، مکمل آن رنگ را خواهیم دید . این

پدیده را – که ناشی از واقعیت فیزیکی رنگ عینی نیست – پی انگاره می نامند . پی انگاره ی هر رنگ

، رنگ مجاورش را تحت تأثیر قرار می دهد و در نتیجه ، تفاوت کیفی آن دو رنگ بارزتر می شود ( مثلا ً

قرمز در کنار سبز ، پرمایه تر به نظر می رسد و برعکس ) . تغییری که بدین سان در جلوه ی رنگ ها پدید

می آید ، مشخص کننده ی تباین آنها است . اگر موقعیت دو حوزه ی رنگی مقایسه شده چنان باشد که

تغییر جلوه ی رنگ ها با هم تلاقی کند ، اصطلاح تباین همزمان به کار برده می شود .

رویکرد روانشناختی رنگ به احساس های معینی نیز بستگی دارد که رنگ های عینی دربیننده برمی

انگیزند.

به سخن دیگر ، در این مقوله ، رابطه ی رنگ های عینی با اثرات ذهنی شان مورد نظر است . رنگ

هایی که حاوی مقدار زیادی آبی هستند ( از بنفش تا سبز) ، نسبت به رنگ هایی که زرد یا قرمز

بیشتری در خود دارند (از مغز پسته ای تا ارغوانی) ، سردتر می نمایند . رنگ های سرد ، مختصر کاهش

در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ

بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند . بسیاری از نقاشان از این کیفیت رنگ ها

برای فضا سازی تصویری بهره گرفته اند . منشأ احساس هایی چون گرمی ، سردی ، پیش آیندگی ، پس

روندگی ، وزن و اندازه ی رنگ ها – که اصطلاحاتی رایج در ادبیات هنرهای تجسمی اند) همانا سه صفت

اساسی رنگ ، یعنی فام ، درخشندگی و اشباع است .

نقاشان قدیم بسیاری از نمودها و اثرات بصری رنگ را بدون شناخت علمی به کار می بستند ، ولی

انتشار نظریه های رنگ ، نقاشان پست امپرسیونیسم، ارفیسم و آپ آرت را بر آن داشت که امکانات

بیانی و تزیینی رنگ را گسترش دهند و به راه حل های تازه ای در مسائل حجم، فضا ، نور و حرکت دست

یابند.

daneshnameh.roshd.ir

www.aftab.ir